وبلاگ

توضیح وبلاگ من

" فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | بند سوم: کیفر جزای نقدی – 10 "

 

حقوق کیفری با رویکرد و کارایی حمایتی خود تضمین کننده نظم و آرامش در جامعه است. حقوق جزا با هرکسی که بخواهد تولید خشونت و ارعاب در جامعه نماید برخورد کیفری می‌کند و با سرکوب او به دفاع از امنیت جامعه می‌پردازد. برخورد سرکوبگرانه موضوع حقوق کیفری است و حقوق کیفری بدون کارائی سرکوبگرانه معنی و مفهوم ندارد.

 

حقوق کیفری در جامعه انسانی سه نوع بهره وری و کارائی جزایی در جامعه دارد که عبارتند از:

 

– کارائی ارزشی

 

– کارائی حمایتی

 

– کارائی سرکوبگرانه

 

حقوق کیفری همزمان در اجرای رسالت خود همه این اهداف و کارایی‌ها را تعقیب می‌کند.

 

برپایی یک حقوق کیفری کارآمد در این است که در سیاست گذاری کیفری خود، هرچه کارایی را در نظر داشته باشد و تک بعدی نباشد به بیان دیگر تنها به سرکوب نپردازد. در کنار سیاست‌های سرکوبگرانه که ماهیت اصلی حقوق جزا را نمایش می‌دهد، به کارکردهای حمایتی و ارزشی نیز بپردازد.

 

مجازات‌های کیفری سرکوبگر به ۳ دسته تقسیم می‌گردند. دسته اول شامل کیفر حبس می‌باشند. دسته دوم شامل شلاق می‌گردد و دسته شوم شامل جزای نقدی می‌شود.

 

بند اول: کیفر حبس

 

یکی ازمجازتهای سالب آزادی مجازات حبس است که اغلب در جرائم تعزیری مورد استناد قرار می‌گیرد. برحسب نوع جرم، ممکن است دائم، غیردائم یا موقت باشد و مدت آن از یک روز شروع می‌شود.

 

حبس عبارت است از سلب آزادی از محکوم علیه در اجرای حکم قطعی.[۱۱۸]

 

کیفر حبس برای جرائم زیر در حقوق ثبت پیش‌بینی شده است:

 

– مجرمین ثبتی موضوع مواد ۴۳ و۴۵ قانون ثبت یعنی کسانی که تقاضای ثبت ملکی را می‌دهند که قبلاً آن را با سند عادی یا رسمی انتقال داده‌اند. این گروه مجرمین ثبتی کلاهبردان ثبتی محسوب می‌شوند.

 

– کارمندان ثبتی که جرائم هفت گانه‌ی جعل سند رسمی را مرتکب شوندکه جاعل ثبتی تعریف شده‌اند و مجرمین موضوع ماده ۱۰۰ قانون ثبت می‌باشد.

 

– کارمندان ثبتی که مبادرت به صدور تصدیق خلاق واقع می‌نمایند، زیر مجموعه جاعلین سند رسمی هستند(مجرمین ماده ۱۰۳ قانون ثبت)

 

– کسانی که نسبت به ملک امین محسوب می‌شوند و تقاضای ثبت ملک مورد امانت را به نام خود می‌نمایند یا از طریق خیانت یا تبانی با غیر ملک را به نام دیگری به ثبت می‌رسانند (مجرمین موضوع مواد ۱۰۷ و ۱۰۸ قانون ثبت) این گروه نیز در حکم کلاهبردار ثبتی هستند.

 

– کسانی که به دروغ خود را متصرف ملکی قلمداد نمایند و تقاضای ثبت همان ملک را به نام خود کنند. عمل آن ها کلاهبرداری ثبتی است.

 

– کسانی که تعهدات یا معاملات معارض انجام می‌دهند مجرمین موضوع ماده ۱۱۷ قانون ثبت می‌باشد.

 

– سردفتران ازدواج که بدون اخذ گواهی سلامت ازدواجی را به ثبت رسانند.

 

– سردفتران منفصلی که از تحویل اوراق و دفاتر امتناع نمایند(مجرمین موضوع ماده ی۲۶ قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران )

 

بند دوم: کیفر شلاق

 

یکی از مجازات‌های تعزیری مهم کیفر شلاق است. میزان شلاق بر اساس نظر دادگاه و در محدوده ضوابط قانونی تعیین می‌گردد. در جرائم تعزیری، حداکثر تعداد شلاقی که می‌تواند مورد حکم قرار گیرد توسط قانون گذار تعیین و دادگاه­ها در محدوده ضوابط قانونی با توجه به اثری که شلاق در تادیب و عقوبت متهم دارد به صدور حکم شلاق مبادرت می‌نمایند.[۱۱۹]

 

یک مورد کیفر شلاق در ماده ۶۴۳ قانون مجازات اسلامی در موردی که سردفتر ازدواج زن رسمی و شرعی کسی را به عقد دیگری در آورد. قبل از آنکه آن زن از زوجیت همسرش خارج شده باشد پیش ­بینی شده است. این کیفر به جهت سمت و شغل سردفتر بر او تحمیل می‌شود به همین جهت آن­ را کیفر ثبتی شلاق نامیده ایم. کیفر شلاق در این ماده از نوع کیفر تکمیلی است که همراه کیفر حبس یا کیفر جزای نقدی اعمال می‌شود.

 

بند سوم: کیفر جزای نقدی

 

مهمترین مجازات مالی اصلی، جزای نقدی است. حقوق جزائی ایران، جزای نقدی را به عنوان یک کیفر تعزیری منطبق با موازین فقهی به رسمیت شناخته است. به نحوی که گاهی جزای نقدی قانونا به تنهائی ضمانت اجرای جرائم تعزیری گردیده و گاهی به ضمیمه مجازات‌های دیگر چون حبس مورد حکم قرار می‌گیرد. در عین حال دادگاه در بعضی موارد مکلف به صدور حکم جزای نقدی است و در مواردی هم مختار می‌باشد.[۱۲۰]

 

کیفر جزای نقدی برای مجرمین ثبتی زیر می‌باشد:

 

– مجرمین ثبتی موضوع ماده ۴۳ قانون ثبت: این ها همان گروه از مجرمین ثبتی هستند که تقاضای ملکی را می‌دهند که قبلاً به طریقی به غیر انتقال داده‌اند و به جزای نقدی تکمیلی محکوم می‌شوند.

 

– مجرمین ثبتی موضوع ماده ۱۰۰ قانون ثبت: که جرائم هفت گانه‌ی جعل ثبتی را بیان می‌کند. دادگاه مخیر است یا مجازات حبس بدهد یا مجازات جزای نقدی به عنوان یک کیفر اصلی تعیین نماید.

 

– مجرمین ثبتی که تصدیقات خلاف واقع می‌دهند محاکم مخیرند که این گروه از مجرمین را زندان نمایند یا به کیفر اصلی جزای نقدی محکوم کنند(مجرمین موضوع ماده ۱۰۳ قانون ثبت) هستند.

 

– کلاهبرداران ثبتی که نسبت به ملکی امین هستند و تقاضا‌ی ثبت ملک را به نام خود می‌کنند یا از طریق خیانت به امین یا تبانی با دیگری ملک را به نام دیگری به ثبت می‌رسانند. مجرمین موضوع مواد ۱۰۷ و ۱۰۸ قانون ثبت هستند. دادگاه در کنار حبس به عنوان مجازات اصلی آن ها را به جزای نقدی تکمیلی اجباری محکوم می‌کند.

 

– کلاهبرداران ثبتی که خود را متصرف ملکی وانمود می‌کنند و تقاضای ثبت آن را می‌نمایند. در کنار مجازات اصلی حبس به جزای نقدی تکمیلی اجباری محکوم می‌شوند.

 

– کلاهبرداران ثبتی که در معاملات با حق استرداد به عنوان راهن یا انتقال دهنده حقوق مرتهن را در اظهارنامه ثبتی خود بیان نمی‌کنند. دادگاه آن ها را در کنار مجازات اصلی حبس به جزای نقدی تکمیلی اجباری محکوم می‌کند.

 

– سردفتران ازدواجی که زن شوهردار را به ازدواج رسمی غیر در می‌آورند به جزای نقدی به عنوان یک کیفر اصلی محکوم می‌شوند.

 

– سردفتران ازدواجی که بدون اخذ گواهی سلامت، گواهی تزریق واکسن کزاز یا گواهی عدم تالاسمی، ازدواجی را به ثبت می‌رسانند به کیفر اصلی جریمه‌ی نقدی محکوم می‌شوند.

 

– سردفتران اسناد رسمی و ازدواج و طلاقی که با شناسنامه فاقد اعتبار واقعه‌ی حقوقی را به ثبت رسانند به کیفر اصلی جزای نقدی محکوم می‌شوند و این گروه از مجرمین، بزهکاران موضوع ماده ۷ قانون تخلفات، جرائم و مجازات مربوط به اسناد سجلی و شناسنامه می‌باشد.

 

جزای نقدی یک مجازات مالی است. یکی از مجازات اصلی است که در ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی نیز آمده از نوع مجازات‌های شخصی است چون به شخص متخلف تحمیل می‌شود و با فوت او ساقط می‌گردد .

 

جزای نقدی ثبتی عبارت است از یک مجازات نقدی است که مجرمین ثبتی به جهت نقض قوانین و مقررات ثبتی به آن محکوم می‌گردند. جزای نقدی ثبتی به عنوان یک مجازات دارای معایب و محاسنی هستند که محاسن آن به قرار زیر است:

 

– از حبس ماده ۱۰۰ قانون ثبت بهتر است چون موجب شکستن شخصیت و شأن سر دفتر یا کارمندان ثبتی در محیط آلوده زندان و بد آموزی‌های آن محیط نمی‌شود .

" فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ۲-۲-۲ معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند. – 8 "

 

 

 

۲-۲-۲ معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.

 

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آن ها بسیار مؤثر هستند. این پیوند ها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است ( آهی، ۱۳۸۷).

 

۲-۲-۳ مذهب و شادکامی:

 

مذهب آثار مثبتی بر سلامت ذهنی خصوصاً بر سلامت وجودی دارد اما بر شادکامی کلی بهداشت جسم و روان نیز تاثیر دارد فعالیت های مذهبی هیجانات مثبت و قوی ایجاد می‌کند مناسب و مناسک مذهبی نیز احساسات جامعه پسند تولید می‌کند و با حضور دیگران احساس وحدت ایجاد می شود(انارکی و همکاران ، ۱۳۸۲).

 

از آنجا که فرد با ایمان دارای ارتباطات و اعتقادات معنوی است کمتر احساس رها شدگی پوچی ‌و تنهایی می‌کند .مایرز (۲۰۰۰)معتقد است ایمان مذهبی تاثیر زیادی بر میزان شادمانی دارد. ایمان مورد نظر مایرز ایمانی است که حمایت اجتماعی هدفمندی احساس پذیرفته شدن و امیدواری را برای فرد به ارمغان می آورد(میر شاه جعفری ، ۱۳۸۲).

 

سه راه عمده که از طریق آن مذهب می‌تواند موجب ارتقای سلامت و شادکامی شود عبارتند از :

 

– رابطه با خدا:”پولنر (۱۹۸۹)دریافت که گزارش نزدیکی با خداوند همبستگی معادل ۴۰/۰با شادمانی و رضایت از زندگی دارد. پولما و پندلتون (۱۹۹۱)دریافتند که تجربه اوج و تجربه بهترین پیش‌بینی کننده های سلامتی و خصوصاً سلامت وجودی هستند تاثیر مذهبی بودن بر سلامت ذهنی برای سیاه پوستان امریکایی بیشتر از سفید پوستان گزارش شده است (انارکی و همکاران ، ۱۳۸۲).

 

– تاثیر در مکان های مذهبی (مساجد کلیساو….) و یتر و همکاران (۱۹۸۵)در فرا تحلیلی مربوط به ۵۶ زمینه یابی در آمریکا دریافتند که حضوردر کلیسا قویترین رابطه را با شادی و سلامتی داشته است. این تاثیر برای سالخوردگان در بالاترین حد بوده است (انارکی و همکاران ، ۱۳۸۲).

 

– باورها:سومین راهی که از طریق آن مذهب ممکن است سلامتی را متاثر سازد از طریق باورها است الیسون (۱۹۹۱)دریافت که داشتن باورهای استوار که گاهی قطعیت وجودی نامیده می شود با رضایت از زندگی مستقل از حضور در مکان های مذهبی و دعاهای خصوصی همبستکی دارد (الیسون ، ۱۹۹۱).

 

قطعیت باورها نافذ است وموجب سلامت وجودی می شود اعتقاد به زندگی پس از مرگ نیز مفید است بخصوص ‌در مورد کسانی که سالخورده و بیمارند و در معرض خطر جنگ قرار دارند.

 

از نظر گریلی (۱۹۷۵)فعالیت های مذهبی دارای کارکردهایی هستند که نهایتاً موجب افزایش شادمانی فردی می‌گردد (میر شاه جعفری ،۱۳۸۲)

 

هلیز وآرچل (۱۹۹۸)در بیان این کارکردها به مواردی از جمله احساس اتصال با معبودی بسیار قدرتمند و مقدس ، عشق ،برابری واحساس در جمع بودن اشاره می‌کنند. همچنین در مذاهب ‌به این ایماژها و عناصر یاد شده موجب فزایش شادمانی آن ها می‌گردد . در زمینه تأثیر ایمان و فعالیت‌های مذهبی بر میزان شادمانی افراد تحقیقات متعددی شده است (انارکی و همکاران،۱۳۸۲).

 

های (۱۹۸۲) در تحقیق خود گزارش ‌کرده‌است که ۶۱ درصد کسانی که در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند احساس آرامش و شادمانی می‌کنند (انارکی و همکاران ،۱۳۸۲).

 

در پژوهش دیگری که توسط هالمان ودمور (۱۹۸۷)انجام شد، این نتیجه به دست آمده که فعالیت های مذهبی از جمله حضور در کلیسا بر شادمانی افراد می افزاید. آن ها در توجیه علت این امر به حمایت اجتماعی که حاصل شرکت در فعالیت های دسته جمعی است اشاره می‌کند (امانیان، ۱۳۸۸).

 

کالدور (۱۹۹۴) معتقد است که افراد مذهبینزدیکترین دوستان خدود را از میان افراد مذهبی انتخاب می‌کنند و علاوه بر داشتن احساس نزدیکی به خداوند ، نسبت به مردم دید مثبتی دارند که همه عوامل بر شادمانی آن ها می افزاید (انارکی و همکاران ،۱۳۸۲).

 

۲-۲-۴ عوامل مؤثر در شادکامی

 

یافته ها نشان می‌دهد که مردم شادمان خودشان آن را فراهم کرده‌اند و شادکامی امری تصادفی و یا ژنتیک و یا غیر انتخابی نیست. شاید به نظر برسد مردم شاد بهترین چیزها را در زندگی دارند ولی حقیقت این است که آن ها از آنچه دارند بیشترین بهره و لذت را می‌برند. مطالعه روی افراد شاد و دانستن اصول و روش زندگی آن ها، به دیگران کمک می‌کند که با پیروی از آن اصول به زندگی شادمانه تری دست یابند.(اکبر زاده،۱۳۸۳).

 

۲-۲-۵ شادکامی در پژوهش ها:

 

یکی از پرسش‌های اساسی درباره شادکامی این است که آیا شادکامی حالتی است که به رویدادها و موقعیت‌های زندگی مربوط می‌شود یا به شخصیت فرد ارتباط دارد و یا اینکه نتیجه تعامل میان این دو است؟ بیشتر بررسی‌ها نشان می‌دهند که شادکامی یک ویژگی شخصیتی است. بررسی‌های شخصیتی ‌در مورد شادکامی نشان می‌دهد که افراد شاد و ناشاد، نیمرخ‌های شخصیتی متمایز دارند. در فرهنگ‌های غربی، افراد شاد برون‌گرا و خوش‌بین هستند و از عزت نفس بالا و کنترل درونی برخوردارند. در مقابل، افراد ناشاد به سطوح بالایی از روان‌رنجوری گرایش دارند. همبستگی برونگرایی با شادکامی یا عاطفی بودن مثبت حدود ۷۰/۰ است اما همبستگی روان‌رنجورگرایی با عاطفی بودن منفی بیش از ۹/۰ است. ‌در پژوهشی که توسط مرادی، جعفری و عابدی ‌در مورد «شادمانی و شخصیت» انجام شد، به ارتباط معنادار شادکامی با ابعاد شناختی، اجتماعی، هیجانی و جسمانی شخصیت اشاره شده است. در این پ‍‍ژوهش، کنترل درونی، خوش‌بینی و تفکر مثبت، هدف‌مندی، خلاقیت، ثبات هیجانی، عزت نفس، خودکارآمدی، برونگرایی، نوع‌دوستی، توافق اجتماعی، وظیفه‌شناسی، روابط مثبت با دیگران و سلامت سیستم ایمنی بدن به مثابه مؤلفه‌های شخصیتی مؤثر در شادکامی یاد شده است. این پژوهش‌گران بر این باورند که بین شادکامی و مؤلفه‌های یاد شده، رابطه علّی و دوسویه برقرار است. برخی از پژوهش‌گران نیز شادکامی را متغیری شخصیتی می‌دانند که پایه‌ای زیست‌شناختی دارد. هیجان مثبت، رضایت از زندگی، نبود هیجان‌های منفی، روابط مثبت با دیگران، هدف‌مند بودن زندگی، رشد شخصیتی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز شروط لازم برای رسیدن به شادکامی هستند. لوبومیرسکی و همکاران الگوی یکپارچه‌ای از شادکامی ارائه و عوامل شادکامی را از سه جنبه بررسی کرده‌اند: عوامل ژنتیکی (نقطه تنظیم)، شرایط محیطی و صفات شخصیتی (فعالیت‌ ارادی). بر اساس این پژوهش، عوامل ژنتیکی ۵۰% ، صفات شخصیتی ۴۰% و عوامل محیطی ۱۰% واریانس شادکامی را پیش‌بینی می‌کنند. لوبومیرسکی و همکاران معتقدند عوامل ژنتیکی، در طول زمان ثابت و پایدار، و در برابر نفوذ و کنترل مقاومند و تغییر در صفات شخصیتی به مراتب بیشتر از عوامل محیطی ظرفیت شادکامی را افزایش می‌دهد. به نظر می‌رسد، گسترده‌ترین پژوهش‌ در زمینه شادکامی روان‌شناختی را آرگیل (۲۰۰۱) انجام داده است. وی حاصل پژوهش‌هایش را در کتابی با عنوان روان‌شناسی شادی گزارش ‌کرده‌است ( آذربایجانی و علی محمدی، ۱۳۸۸).

" مقالات و پایان نامه ها | قسمت 4 – 2 "

 

۱-نظریه بازنمایی[۵]

 

دیدگاه بازنمایی یا نسخه برداری نظریه معروفی است که در نزد پاره ای از فیلسوفان کهن مانند افلاطون و ارسطو(علی‌رغم اختلاف نظر در میزان تقلید)با عناوین محاکات و تقلید شناخته می شود. این نظریه معتقد است زیبایی یکی از صفات عینی موجودات است و ذهن انسان به کمک قواعد و اصول معینی آن را درک می‌کند در واقع هنرمند می کوشد تا در اثر هنری خویش به ترسیم و تصویر این واقعیت عینی بپردازد مانند نقاشی طبیعت و حتی موسیقی را نیز نسخه برداری از صدا و آواز موجود در طبیعت می دانند.

 

۲- فرانمایی[۶]

 

این نگرش، هنر را فرافکنی و بازتاب عواطف، احساسات و امیال درونی هنرمند می‌داند که این ابراز احساسات و شور درونی با رسانه ها و ابزار متفاوت رخ می نمایاند در واقع هنرمند با اثر هنری، عناصر ذهنی و شور وشوق درونی خویش را به منصه ظهور می رساند و در معرض دیگران قرار می‌دهد. از موافقان این نظریه می توان به تولستوی و کروچه اشاره نمود. مثلاً کروچه می‌گوید زیبایی همان شهود یا مکاشفه و داشتن تصویر درونی از یک پدیده حسی یا ذهنی است چیزی که خاصیت بهم پیوستگی و وحدت به شهود می بخشد همان عاطفه است و شهود از آن جهت شهود است که عاطفه ای را مجسم کند.

 

۳- شکل گرایی[۷]

 

این نظریه معتقد است که هر کدام از اشکال هنری از قبیل شعر، نمایشنامه،موسیقی و غیره دارای قالب، چارچوب، ساختار و قواعد معینی است که هنرمند می کوشد آثار خود را مطابق آن چارچوب تولید نماید از میان فیلسوفان ارسطو و کانت به عناصر فرمی توجه داشتند مثلاً انسجام، پیچیدگی و شدت از ملاک های ارزیابی آثار هنری است یا مثلاً تنظیم کلمات، حس شاعرانه و دیگر عناصر ساختاری شعر از ملاک های سنجش و ارزیابی شعر می‌باشد.

 

۴- تعریف هنر به فرانمایی و بازنمایی

 

این دیدگاه بیان می‌کند که هیچ هنری از منظر معرفت شناسی خالی از دو عنصر عینی و ذهنی نیست بلکه میزان بازنمایی یا فرانمایی آن ها متفاوت است مثلاً عکاسی بیشتر عینی و موسیقی بیش تر ذهنی است اما هیچکدام خالی از دیگری نیست در عکاسی که بیش تر عینی می‌باشد باز عناصر ذهنی مانند سلیقه،آرمان، اندیشه و… دخیل می‌باشند و هنرمند دست به انتخاب می زند.

 

۵- تعریف چند ساحتی برای هنر

 

طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که هر کدام از دیدگاه های بالا دارای نقاط ضعفی هستند و همه آثار هنری را در بر نمی گیرند مثلاً درست است که انسجام، همبستگی، توازن و تقارن و دیگر عناصر فرمالیستی در همه هنرها مطرح است اما نمی توانیم کامیابی و موفقیت همه هنرها را وابسته به فرم و ساخت بدانیم از این رو بهتر است به یک تئوری جامع و چند ساحتی بپردازیم که در آن هم عناصر فرمالیستی همچون انسجام، هماهنگی، تناسب، توازن و دیگر عناصر وجود داشته باشند و هم به احساس، عواطف، شهود و تخیل افراد و همچنین واقعیت عالم خارج توجه نمایند. لیکن هریک از ملاک های هنری می‌توانند نسبت به یک اثر هنری و یا یک رسانه هنری از شدت و ضعف برخوردار باشند برای مثال موسیقی به تئوری فرانمایی یا فرم نزدیکتر است و در مجسمه سازی بازنمایی بیشتر از فرانمایی توجیه پذیر می‌باشد بدین جهت شاید نظریه پنجم که تعریف چندساحتی برای هنر می‌باشد به واقعیت نزدیک تر و نسبت به هریک از رسانه های هنری سازگارتر باشد.

 

زیبایی شناسی از منظر برخی مکاتب فلسفی

 

آنچه در تعاریف و دیدگاه های مختلف راجع به زیبایی و هنر اشاره گردید نشان می‌دهد که زیبایی شناسی فیلسوفان مختلف یکسان نیست براین اساس در اینجا جهت روشن شدن شباهت ها و تفاوت های زیبایی شناسی در دیدگاه های مختلف، به بررسی آرای مکاتب فلسفی ایدئالیسم، رئالیسم، پراگماتیسم و زیبایی شناسی اسلامی می پردازیم بدین گونه که آرای افلاطون و کانت را برای مکتب ایدئالیسم، دیدگاه ارسطو را برای مکتب رئالیسم،دیدگاه دیویی را برای پراگماتیسم و زیبایی شناسی اسلامی را بر مبنای دیدگاه برخی فیلسوفان و عالمان اسلامی بررسی می نماییم.

 

دیدگاه افلاطون

 

اندیشه افلاطون راجع به مسائل زیبایی شناسی با مسائل دیگر بویژه متافیزیک و اخلاق در هم تنیده بود نظریه های متافیزیکی و اخلاقی افلاطون بر نظریه های زیبایی شناسی او تأثیر گذاشت(کویچ،۱۳۹۰الف،ص۴۰)

 

افلاطون معتقد است فقط سه چیز ارزش دارد عدالت، زیبایی و حقیقت و مرجع ارزش آن ها را در خیر می‌داند(تاجدینی،۱۳۶۹). این عبارت نشان می‌دهد که زیبایی یک موضوع کلیدی در دیدگاه های افلاطون است و اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که وی حتی عدالت را به گونه ای تعریف می‌کند که به زیبایی بر می‌گردد وی می‌گوید عدالت یعنی توازن و تناسب(فهیمی فر،۱۳۸۶) و توازن و تناسب به ترتیبی که اشاره خواهیم نمود ازنظر افلاطون به معنای زیبایی یا از ملاک های زیبایی است.

 

تا زمان افلاطون سه معیار برای زیبایی مطرح شده بود الف) ملاک سوفسطائیان که تجربه زیباشناختی بود و مقدار سطح لذت موجود در تجربه مطرح بود ب)معیار فیثاغورثیان نظم عینی و هارمونی بود ج) معیار سقراط میزان سازگاری یک چیز زیبا با هدفی که برای آن در نظر گرفته می شد بود. اما افلاطون معیار چهارم را مطرح کرد و آن عبارت بود از «مُثُل کامل زیبایی» یعنی میزان سازگاری با مُثُل. این تلقی افلاطون با تلقی سوفسطائیان در تضاد بود با دیدگاه سقراط مطابقت نداشت اما با تلقی فیثاغورثیان همراه بود در واقع آن دو حتی مکمل هم بودند و حتی افلاطون در سال‌های بعد تأکید زیادی بر تلقی فیثاغورثی داشت(کویچ،۱۳۹۰الف)

 

معیار افلاطون برای زیبایی یعنی سازگاری با مُثُل از آنجا ناشی می شد که به عقیده وی روح انسان پیش از ورود به بدن در عالم حقایق و معقول بوده و درک زیبایی و کمال مطلق را داشته است و هنگام ورود برخورد با زیبایی های نسبی در دنیای محسوس خاطرۀ او فعال شده و یاد زیبایی می‌کند. پس زیبایی در نظر افلاطون در درجه اول متعلق به ایده های جاودان بوده که عالم از روی آن ها ساخته شده است او جهان محسوس را از این منظر زیبا می‌داند که عالم آینه دار ایده های کلی است. به عبارت دیگرهمه زیبایی ها ازنظر افلاطون برحسب بهره مندی شان از زیبایی کلی یعنی زیبایی فی نفسه زیبا هستند و زیبایی کلی و مطلق آن زیبایی است که ازلاً، ابداً و قائم به ذات زیباست و این زیبایی اعلی مادی نیست و فوق محسوس است که از طریق عقل درک می شود. از این جهت زیبایی به نظر افلاطون دارای مراتبی است: زیبایی های معقول و زیبایی های محسوس(فهیمی فر، ۱۳۸۶).

 

اما اینکه زیبایی های محسوس و نسبی باید دارای چه صفتی باشند تا میزان دارایی اش از زیبایی مطلق آشکار گردد در جایی افلاطون می‌گوید هماهنگی اجزا با کل در جایی دیگر اندازه و تناسب را مطرح می‌کند که اندازه و تناسب همه جا به فضیلت می‌رسد و در جای دیگری نیز می‌گوید آنچه مفید است زیباست بدین ترتیب تناسب، هماهنگی، و سودمندی جز ملاک های زیبایی محسوس از دیدگاه افلاطون هستند البته اینکه معنای دقیق تناسب و سودمندی چیست افلاطون پاسخ روشنی نداده است(فهیمی فر،۱۳۸۶؛ تاجدینی ،۱۳۶۹)

" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | تضمین های ناظر به دادرسی منصفانه اطفال بزهکار در مرحله ضمن و پس از محاکمه – 5 "

 

‌بر اساس بند ۲ اصل ۳۲ مجموعه اصول، حکومت ها ملزم شده اند تا روش های دادرسی را برای اعتراض به اعتبار بازداشت از لحاظ قانونی و تحصیل آزادی چنانچه بازداشت غیرقانونی باشد مقرر کنند. چنین تشریفات رسیدگی باید ساده و سریع باشد و چنانچه فرد بازداشت شده استطاعت مالی نداشت به صورت رایگان این امکان را فراهم آورند.

 

دادگاه اروپایی حقوق بشر، امکان تجدید نظر از قرار بازداشت موقت را یک ماه پس از نخستین اعتراض به رسمیت می شناسد و چنانچه مشخص شد که بازداشت فرد غیر قانونی است وی حق جبران خسارت دارد.[۱۶۷]

 

در بند ط ماده ۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب پس از آنکه امکان ابقاء قرار بازداشت بیشتر از مدت قانونی با ذکر علل و جهات مذبور پیش‌بینی شده است به متهم این حق را می‌دهد «که از این تصمیم ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ به وی حسب مورد به دادگاه عمومی یا انقلاب محل شکایت نمایند.» همچنین ماده ۳۳ قانون آئین دادرسی کیفری مقرر داشته است: «قرار بازداشت موقت توسط قاضی صادر و به تأیید رئیس حوزه قضایی محل یا معاون وی می‌رسد و قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر استان ظرف مدت ده روز می‌باشد. رسیدگی دادگاه تجدید نظر خارج از نوبت خواهد بود در هر صورت ظرف مدت ‌یک‌ماه باید وضعیت متهم روشن شود. در صورتی که دادگاه تجدید نظر اعتراض متهم را وارد تشخیص دهد قرار بازداشت موقت را فسخ و پرونده به منظور اخذ تأمین مناسب دیگر به دادگاه صادر کننده قرار اعاده می‌گردد».

 

گفتار هشتم: حق برخورداری از وکیل قانونی

 

هر فردی که در بازداشتگاه به سر می‌برد یا متهم به جرم کیفری است حق دارد از مساعدت وکیلی که خود انتخاب کرده جهت حمایت از حقوقش و کمک برای ارائه دفاع بهره مند شود حق استفاده از معاضدت وکیل با توجه به ترافعی یا تفتیشی بودن نظام های دادرسی مورد احترام قرار می‌گیرد. هرقدر که سیستم ترافعی تر باشد این حق بیشتر رعایت شده و نه تنها در مرحله دادرسی در دادگاه، بلکه در مرحله تحقیقات مقدماتی هم مورد احترام قرار می‌گیرد.

 

دخالت وکیل در مرحله تحقیقات مقدماتی دارای ویژگی‌های ذیل می‌باشد:

 

قانون‌گذار علاوه بر قبول ضرورت مداخله وکیل در این مرحله، بازپرس و یا سایر قضات تحقیق را مکلف نموده است. حق استفاده از معاضدت وکیل را به متهم اعلام نماید.

 

در مواردی که برای متهم امکان تعیین و معرفی وکیل وجود نداشته باشد، همانند دادگاه استفاده از معاضدت وکیل تسخیری در دادسرا برای متهم در قوانین پیش‌بینی شده است.

 

با افزایش اختیارات وکیل مدافع در دادسرا، بر ترافعی شدن هرچه بیشتر رسیدگی در این مرحله تأکید می شود.

 

حضور وکیل در مرحله تحقیقات مقدماتی مانع رفتارهای غیرانسانی و یا ادعای کذب متهم مبنی بر شکنجه می‌باشد.[۱۶۸]

 

مجموعه قواعد پکن این حق را به طور خاص برای اطفال بزهکار شناسایی کرده و بیان داشته است در طول مراحل دادرسی، نوجوان حق استفاده از وکیل خواهد داشت و نیز حق دارد تقاضای کمک حقوقی رایگان در مواردی که چنین خدماتی در کشور وجود داشته باشد، کند.

 

کنوانسیون حقوق کودک نیز دولت‌ها را ملزم می‌کند که تضمین کنند کودکان برای تهیه و ارائه دفاعیه خود از کمک حقوقی یا دیگر کمک های مقتضی برخوردار شوند.

 

این کنوانسیون دادرسی عادلانه کودک را منوط به وجود کمک حقوقی یا دیگر کمک های مقتضی به شرط مغایر نبودن با منافع عالیه کودک و با توجه به سن و وضعیت کودک می‌داند.[۱۶۹]

 

کمیته حقوق کودک نیز این حق را مورد تأکید قرار داده و تصریح می‌کند وکیل اطفال بزهکار باید اطلاعات و آگاهی کافی از پروسه دادرسی نوجوانان داشته باشد و آموزش لازم برای مواجهه و برخورد با این کودکان را دیده باشد. کمیته محرمانه بودن کامل ارتباطات طفل بزهکار و وکیلش را هم به صورت کتبی و هم شفاهی مورد اشاره قرار داده و دولت ها را ملزم به رعایت آن می‌داند.[۱۷۰]

 

کمیته تأکید می‌کند که در طی مراحل دادرسی، باید مشاوره حقوقی و سایر کمک ها وجود داشته باشد و حضور و استفاده از وکیل و معاضدت حقوقی نباید محدود به مرحله دادرسی در دادگاه شود، بلکه در همه مراحل رسیدگی، از شروع بازرسی و دستگیری کودک توسط پلیس تا انتهای دادرسی این معاضدت باید وجود داشته باشد.[۱۷۱]

 

 

کمیته با اشاره به حق تحفظ برخی از کشورها نسبت به حق دسترسی کودکان به معاضدت مشاوره قانونی و اظهار تأسف از این امر از چنین دولتهایی می‌خواهد که با توجه به اهمیت موضوع این حق شرط ها را بازپس گیرند.[۱۷۲]

 

‌بر اساس اصل ۳۵ قانون اساسی «در همه دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.»

 

‌بر اساس ماده ۱۲۸ قانون آئین دادرسی کیفری متهم می‌تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد. وکیل متهم بدون مداخله در امر تحقیق پس از خاتمه تحقیقات مطلبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم و یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام می کند. اظهارات وکیل در صورتجلسه منعکس می شود.

 

تبصره: در مورادی که موضوع جنبه محرمانه دارد یا حضور غیر متهم به تشخیص قاضی موجب فساد می‌گردد و همچنین در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق با اجازه دادگاه خواهد بود. با توجه به اینکه این ماده ناظر به مرحله بازجویی از متهم است متأسفانه مشهود است که تنها امکان داشتن وکیل پیش‌بینی شده است که آن نیز مطلق نیست و قابل محدود شدن است. لذا نه تنها داشتن وکیل تسخیری مطرح نمی‌باشد، بلکه قانون هیچ تکلیفی برای اعلام حق داشتن وکیل به متهم مقرر نکرده است.

 

بر طبق ماده ۱۷۴ آئین نامه سازمان زندان ها نیز محرز است که امکان ممنوع نمودن ملاقات متهم با وکیل در بازداشت موقت وجود دارد. ‌بنابرین‏ حق برخورداری از وکیل قانونی به طور کامل شناسایی نشده است و در همان حد موجود قابل محدود شدن می‌باشد. درخصوص اطفال بزهکار هیچ ماده ای علاوه بر ماده

 

۱۲۸ که به طور مطلق شامل نوجوانان و بزرگسالان می‌باشد ذکر نگردیده است. در لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان اگرچه در مواردی خاص حق داشتن وکیل لحاظ گردیده است اما این حق را ناظر به مرحله محاکمه در دادگاه دانسته و نسبت به مرحله بازداشت موقت سکوت اختیار نموده است.

 

فصل سوم

 

تضمین های ناظر به دادرسی منصفانه اطفال بزهکار در مرحله ضمن و پس از محاکمه

 

پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و تامین دلیل توسط مقام تحقیق در صورت کافی بودن دلایل انتساب جرم به متهم با صدور قرار مجرمیت و تنظیم کیفر خواست توسط دادستان و یا تصمیم مقام دیگری همچون قاضی تحقیقات ابتدایی پرونده به دادگاه ارسال می‌گردد تا قاضی به اتهامات مندرج در آن رسیدگی کند.

 

رسیدگی در دادگاه و صدور حکم و اجرای آن نیز مستلزم رعایت ضمانت هایی برای تحقق دادرسی منصفانه می‌باشد. حق دادرسی منصفانه و تضمین های ناظر به آن در مرحله ضمن و پس از محاکمه در اسناد بین‌المللی به طور عام از جمله ماده ۱۴ میثاق حقوق مدنی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفت. این حق به طور خاص در خصوص اطفال بزهکار نیز، در ماده ۴۰ کنواسیون حقوق کودک مورد تأکید می‌باشد.

" مقاله های علمی- دانشگاهی | بند دوم : بیمه به عنوان یک قرارداد غیر معین (مستقل) – 5 "

 

در فقه برخی برخی از فقیهان و حقوق ‌دانان اسلامی یا به دلیل اینکه ادله صحت عقود را نسبت به عقود مستحدث از جمله عقد بیمه، شامل نمی­دانند و یا به جهت اینکه اشکالاتی مانند غرر و جهالت و تعلیق که نسبت به عقد بیمه گرفته شده به نظر ایشان قابل دفع نیست، سعی کرده ­اند عقد بیمه را با سایر عقود معهود فقهی مانند ضمان، صلح، جعاله و هبه مشروط مقایسه کرده و از راه انطباق عقد بیمه با آن عقود، عقد بیمه را تصحیح نمایند، زیرا اعتبار این عقود قطعی است و شروط شرعی نیز در این عقود، سهل­تر هستند.

 

برای مثال علامه مطهری اگرچه معتقد به حصر عقود نمی ­باشد، معهذا در این زمینه بررسی جالبی کرده ­اند که نتیجه آن شناختن بیمه به عنوان یک نوع ضمان عین است؛ ‌به این معنی که در قرارداد بیمه، بیمه­گر تضمین می­ کند که عین مال مورد نظر را تا انقضای مدت معین سالم و بی­ عیب باقی بماند و اگر عیب و یا نقصی در آن ظاهر شود متعهد به جبران آن خواهد بود. بیمه­گذار در مقابل این ضمان وجهی به عنوان حق­بیمه می ­پردازد. [۲۲]

 

بند دوم : بیمه به عنوان یک قرارداد غیر معین (مستقل)

 

نظر مشهور بیمه را عقد مستقل دانسته و با استناد به عمومات و ادله صحت عقود و معاملات، بر صحت و استقلال عقد بیمه استدلال نموده و معتقدند که برای صحت عقد شرایطی معین شده است، هر رابطه­ای که دارای تمام این شرایط باشد، عقد است؛ اعم از این که عین این رابطه درصدر اسلام موجود بوده یا بعدا تأسيس شده باشد.

 

قائلین ‌به این نظر با استناد المؤمنون عند شروطهم و اوفوا بالعقود، بر این تأکید کرده ‏اند که «عقد بیمه، عقدی مستقل است‏ و صلح یا هبه معوضه نمی‏باشد، از باب ضمان عهده‏ هم به شمار نمی‏آید، اگر چه ممکن است به صورت صلح‏ و هبه معوضه و ضمان معوض هم واقع شود. عقد بیمه، در هر نوعی صحیح و عقدی لازم است… .»[۲۳]

 

اگر چه بیمه از جهاتی شباهت به عناوین دیگر از قبیل هبه، صلح و یا ضمان دارد، ولی هر یک از عناوین فوق در اصطلاح و عرف جامعه معنا و شرایط خاص خود را داشته و تفاوت­هایی با دیگر عقود دارند که حدود هر یک را مشخص می ‏کند. اینکه این نوع قرارداد در زمان صدر اسلام وجود نداشته، موجب نمی‏ شود که ادله عامه مانند اوفوا بالعقود، شامل آن نشود؛ زیرا این قاعده فراگیر بوده و شامل هر عقد و قراردادی می‏ شود، مگر عقدی که به جهتی از جهات دیگر فسادی داشته و از قلمرو قاعده خارج شود.[۲۴]

 

در نهایت به نظر می­رسد که نظر صحیح­تر این باشد که بیمه خود قرارداد مستقلی است که در عرف جامعه ارتباطی با عناوین دیگر فقهی ندارد، بلکه یک قرارداد رسمی و مستقل است که بیمه‏گر و بیمه‏گذار با شرایط ویژه‏ای بین خود منعقد کرده و ملتزم به رعایت آن می‏ باشند. همانند سایر عقود طرفین علاوه بر رعایت شرایط اختصاصی عقد بیمه، باید شرایط عمومی صحت قراردادها را نیز در انعقاد قرارداد بیمه رعایت نمایند.[۲۵]

 

گفتار دوم : شرایط ماهوی صحت بیمه

 

حقوق بیمه به عنوان یکی از رشته‏ها حقوق خصوصی در مقایسه با سایر عقود پیشینه دراز مدتی ندارد، در حقیقت با تصویب قانون بیمه ۱۳۱۶ بود که قواعد و ضوابط بیمه‏ شکل گرفته و همگام با رشد و تحول اقتصادی و اجتماعی به تدریج در جامعه ‏رواج یافت. حقوق بیمه اگر چه در کلیت خود از قواعد عمومی قراردادها پیروی می ‏کند، با این همه دارای ویژگی­هایی است که به آن اصالت و استقلال می‏بخشد. ‌بنابرین‏ شرایط صحت عقد بیمه در دو عنوان شرایط عمومی و شرایط اختصاصی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

بند اول : شرایط عمومی صحت قرارداد بیمه

 

درستی و اعتبار قرارداد بیمه ‏تابع شرایط صحت معاملات مندرج در ماده ۱۹۰ قانون مدنی است که‏ در برگیرنده چهار عنوان قصد و رضا، اهلیت‏، موضوع معین مورد معامله و مشروعیت جهت معامله بوده و رعایت آن ها در قرارداد بیمه، مانند سایر عقود الزامی است و فقدان یک یا چند مورد از آن ها اعتبار قرارداد بیمه را مخدوش خواهد کرد.

 

  1. قصد و رضا

قصد و رضا دو چهره بنیادی اراده در تشکیل ساختمان عقد به­شمار می­روند. برای اینکه عقدی منعقد شود باید هر دو طرف قصد انشا داشته باشند. این قصد باید همراه با رضایت و تمایل باشد. ‌بنابرین‏ هرگاه اراده سالم نباشد و از روی اشتباه یا اکراه ابراز شود، عقد باطل یا غیر نافذ خواهد بود.[۲۶]

 

بیمه نیز مانند سایر عقود متضمن ایجاب و قبول است. ایجاب عقد بیمه از طرف بیمه گذار می ­تواند به صورت شفاهی یا کتبی باشد. در رویه شرکت­های بیمه معمولا این عمل با تکمیل فرم چاپی که از طرف نماینده بیمه­گر در اختیار متقاضی قرار داده می­ شود، صورت ‌می‌گیرد، تا با تکمیل آن و تعیین ماهیت و شدت خطر اطلاعات مورد نیاز در اختیار بیمه­گر قرار گرفته و او بتواند به طور صحیح خطر را ارزیابی نموده و بر اساس تقاضای بیمه­گذار بیمه­نامه مورد نظر وی را صادر نماید.[۲۷]

 

اصل این است که قرارداد برای شخصی که آن را انشا می­ کند منعقد می­ شود و آثار آن نسبت به او جریان پیدا می­ کند. اگر پیشنهاد دهنده تصریح به نمایندگی خود نماید، در صورت قبول از سوی بیمه­گر عقد بیمه برای اصیل منعقد شده و اصیل طرف حقوق و تعهدات ناشی از قرارداد قرار ‌می‌گیرد. اما اگر تصریح به نمایندگی نشود، پیشنهاد دهنده طرف قرارداد محسوب می­ شود.[۲۸]

 

به موجب قواعد عمومی قراردادها رضایت شرط اعتبار و نفوذ قرارداد است و ضمانت اجرای فقدان آن عدم نفوذ عقد است. مثلا اگر شخصی به انعقاد قرارداد بیمه اکراه شود، رضایت او پس از زوال اکراه سبب تنفیذ عقد است. البته هرگاه بعضی از انواع بیمه توسط قانون­گذار اجباری شناخته شوند، این موارد از شمول احکام معاملات اکراهی خارج می­شوند.[۲۹]

 

اظهار نظر شده است که ضمانت اجراهای مندرج در مواد ۱۱ ، ۱۲ و ۱۳ قانون بیمه[۳۰]، در اثر معلول بودن رضای بیمه­گر در نظر گرفته شده است.[۳۱] اما به نظر می­رسد که در شرایط مواد مذکور رضای بیمه­گر در زمان انعقاد قرارداد موجود بوده است، اما قانون‌گذار به خاطر عدم رعایت یکی از اصول اساسی بیمه یعنی اصل حسن­نیت و نقض تکلیف افشای حقایق، ضمانت اجراهای خاصی را با توجه به ماهیت خاص عقد بیمه مقرر نموده است. در فصل­های آتی تفصیلا ‌به این موضوع پرداخته می­ شود.

 

  1. اهلیت

به موجب ماده ۲۱۰ قانون مدنی متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند. به موجب ماده ۲۱۱ برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند، باید بالغ، عاقل و رشید باشند.

 
مداحی های محرم